صائن الدين على بن تركه
10
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
بدين تجلى انبساطى كرده كه او را نفس رحمانى خوانند ، چنانچه بدان اشارتى رفته . اين است ترجمهء ظاهر اين سخن . فاما بيان تحقيق « 1 » اشارات آن و دقايق عباراتش آن است « 2 » كه بيشتر اصلهاى « 3 » اين علم در اين ديباچه ذكر كرده به طريق رمز و ايما ، چنانچه اهل آن فهم توانند كرد چه رسم « 4 » اين طايفه همين است كه معانى را به طريقهء رمز خفى و اشارات لطيف ادا كنند تا دست تصور هر بلهوسى به دامن ادراك آن نرسد « 5 » : پيام اهل دل است اين سخن كه سعدى گفت * نه هركه گوش كند معنى سخن داند اما بيان بعضى از وجوه اشارات كه فقرات ديباچه بر آن منطوى است . اولا از حمدى كه بر اين وجه كرده اشارت به تعين اول و تجلىاى كه در آن مرتبه واقع شده مىتوان گرفت ، يعنى برزخ جامع ميان احديت و واحديت كه حقيقت محمدى عبارتى است از آن . و چون اين حقيقت را دو صفت لازم است ، يكى كمال ذاتى كه غناى مطلق تابع دارد . دوم « 6 » كمال اسمايى كه ظهور در مراتب الهى و عوالم كيانى « 7 » بر او مترتب است ، به هر دو اشارت كرده . چه آنجا كه گفته « فتلالا نورا » اشارت به صفت اول است ، چه معنى درفشيدن او آن است كه همهء مراتب را در خود بنمود بىآنكه محتاج به تنزل مراتب الهى و عالمهاى امكانى گردد . اين است مراد از كمال ذاتى و غناى « 8 » مطلق ، چنانچه گفته « 9 » . گر بنگرم در آينه عكس جمال خويش * گردد همه جهان به حقيقت تصورم و آنجا كه گفته « و ابصر فيه غايات الكمال « 10 » » اشارت به صفت دوم است « 11 »
--> ( 1 ) - ب : تحقيق و دقايق عباراتش . ن : اشارت . ( 2 ) - ب : اين است . ( 3 ) - ب : اصلحاء . ( 4 ) - ب : اسم . ( 5 ) - ب : فرد . ( 6 ) - دم : و دوم . ( 7 ) - ب : كتابى . ( 8 ) - ن : و كمال مطلق . ( 9 ) - ب : بيت . ( 10 ) - در حاشيه نسخه ب اين بيت حافظ نوشته شده . ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد * دل رميدهء ما را انيس و مونس شد ( 11 ) - ب : دوام است .